|
موسیقی و انسان معاصر
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
ایّاکُم و استماع المَعارف و الغناء فانهُما یُنبتانِ النفاق فی القلبِ کما یُنبتُ الماءُ البَقل .
زنها از گوش دادن به سازها و آوازها؛ زیرا این دو نفاق را در دل می رویاند، همچنان که آب سبزه را می رویاند.
میزان الحکمه /3121/الغنا
بدیهی است نواهای موسیقی در بدو امر دارای کشش و لذتی است که در اعماق روح آدمی نفوذ کرده و شنونده را از خود بیخود می سازد. لذتی که گاهی انسان را به دیار دیگر می برد حتی درد یار را هم فراموش می کند لکن این آهنگهای مصنوعی چون دارای زیر و بم ها،ارتعاشات و تحریکات گوناگونی است گاهی می خنداند و زمانی می گریاند ، گاه به حد افراط ،نیروی نشاط را در آدمی تحریک می کند و زمانی سخت او را به دیار غم واندوه می فرستد و گاهی چنان بر اعصاب مسلط می شود که حتی نیروی اراده را از افراد سلب کرده و بدون اختیار ، شنوندگان را به حرکت در می آورد و خلاصه مانند آهنگهای طبیعی، یکنواخت و بر یک میزان نیست بنابراین همان زیر و بم ها ،ارتعاشات ، تحریکات و همین تغییر لحن (Transposition) است که بر سلسله اعصاب مؤثر بوده و به تدریج اثرات زیان بخشی را برای شنوندگان و نوازندگان ایجاد می کند.
آیا موسیقی میتواند غذای روح باشد؟
جواب این سؤال را از جناب آقای دکتر غیاث الدین جزایری بشنوید: در علم غذا شناسی، نخستین شرط مفید بودن غذا را طبیعی بودن آن می دانیم و کلیه غذاهای مصنوعی را مولد سرطان و دشمن سلامتی می شماریم و با این مقایسه می توانیم بگوئیم اگر موسیقی غذای روح باشد فقط آهنگهای طبیعی ( مثل نغمه پرندگان، صدای آبشار، وزش باد و ...) مفید بوده و آهنگ های غیر طبیعی و مصنوعی خطرناک می باشد. شرط دیگر مفید بودن غذا ، مغذی بودن آن است و راه شناسایی آن آسان است. یک غذا را وقتی می توان مغذّی دانست که اگر مقدار کمی از آن را خوردیم سیر شویم پس غذاهایی که انسان را سیر نمی کنند و زیادی طلب هستند، غذای انسان شناخته نمی شوند و در این مورد شاهد مثال ، مشروبات الکلی هستند که تحریکات را زیاد می کنند و ذخایر بدن را می سوزانند، بدون آن که خاصیت غذایی داشته باشند و در این میان موسیقی هم مانند مشروبات الکلی محرک و زیادی طلب می باشد لذا نمی توان آن را یک خوراک مغذی روحی دانست.
مقدار کم موسیقی چه تأثیری بر روان و اعصاب دارد؟
دکتر اصغر رحیمی پاسخ این سؤال را چنین می نگارد:
این مطلب مورد تأیید جهان پزشکی است که اموری موجب تخدیر اعصاب می شود و مقدار کم آنها هم طلب زیادی می کند چنانچه الکل و هروئین و مرفین نیز از این دسته محسوب می شوند و موسیقی هم از این دسته محسوب می شود.
وقتی از نظر علمی ثابت شده ،که ارتعاشات و تحریکات خارجی موسیقی، روی سلسله اعصاب، تأثیرات سوء و زیان بخشی دارد نه تنها افراط د ر آن بلکه آلوده شدن به مقدار مختصر آن نیز شخص را به گوش نمودن بیشتر به موسیقی تحریک می کند و به مرتبه افراط رسد و همین جاست که راه را برای پیدایش امراض روحی باز می کند. با توجه به اینکه از نظر پزشکی عملیات فیزیولوژیکی رشته های اعصاب بسیار حساس می باشند و با دقت به این مطلب که سلامت روان و تن بستگی تام به صحت سلسله اعصاب دارد، بنابراین نمی توانیم اثرات زیان بخش موسیقی را حتی به مقدار کم نیز کوچک شماریم .
یک کلام دوستانه ...
هر بشری که علاقه مند به زندگی همراه با آرامش فکری و آسایش روحی و خواهان سلامت جسم و جان خویش باشد، در اولین برنامه زندگی خود صحت اعصاب و روان خویش که به منزکه کارمندان و خدمتگزاران کشور جسم و جان انسان است باید مورد توجه قرار دهد دانشمندان پسیکولوژی ( روانشناسی ) ، نورولوژی (علم بیماری اعصاب ) و پسیکوپاتولوژی ( علم بیماری روانی ) همه به این نکته تاکید دارند که حفظ سلامت، صحت و تعادل روان و اعصاب بر همه لازم است و در این علوم ثابت شده است که یکی از عوامل تحریکی اعصاب که باعث بر هم زدن تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک به خصوص در هوای گرم می شود، موسیقی است.
تحریکات موسیقی بر روی اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک :
1- جلب توجه غیر ظبیعی ( بهت stupefaction)
به گونه ای که شخص بهت زده از توجه به نیازهای مادی و معنوی خویش باز می ماند و به هیچ وجه متوجه امور آنی خویش نیست.
2- تأثیر بر اراده و تواناییهای فکری :
موسورکی در این باره می گوید: هر گاه با نقاشان و حجاران جوان گفتگو می کنم به اعماق فکر و اندیشه آنان پی می برم ، در صورتی که هر گاه با موسیقی دانان هم صحبت می شوم هرگز یک فکر زنده ، اظهار نمی کنند و فقط از اصول و فرمولهای موسیقی سخن می رانند.
3- تضییع نیروی قضاوت:
نیروی قضاوت و اندیشه هر گاه اسیر نیروی مغناطیسی آهنگهای موسیقی قرار می گرفت قوه متفکره نمی تواند حقایق را آن طور که وظیفه یک انسان پاک و بی آلایش است درک نماید و در آن لحظه راست و دروغ ، نیکی و بدی ، خوشی و نا خوشی و در اندیشه انسانی که مجذوب موسیقی شده ، مساوی جلوه می کند.
4- افسردگی و خمودگی (torpeur)
هر اندازه موسیقی بر اعصاب تسلط بیشتری پیدا می کند افسردگی و بی رغبتی و نا امیدی بیشتر می شود.
5- ضعف اعصاب (laneurasthmie)
این بیماری نوعی واکنش نوروتیک است که سرچشمه آن اختلالات عصبی است.
|